ارزیابی نقش علایم هشدار دهنده در کاهش اعمال ناایمن کارگران
چکیده : حوادث شغلی که قدمتی برابر باشروع کار در کره زمین دارد همواره برای نسل بشر مشکل آفرین بوده است باشروع انقلاب صنعتی و ایجاد تحولات شگرف در زمینه صنعت و فرایندهای صنعتی الگوی حوادث شعلی نیز به شدت دچار دستخوش گردید بطوریکه امروزه حوادث به یکی از مهمترین ریسک فاکتورهای بهداشتی و اقتصادی منجمله در کشور ما تبدیل شده است . مطالعات گسترده دهه های اخیر اثبات کرده است که عامل اصلی حوادث انسان و اعمال ناایمن اوست در مواردی که بکار گیری اصول کنترلی که قادر به حذف ریسک اینگونه اعمال امکانپذیر نباشد استفاده از علایم هشداردهنده به عنوان مکمل و سد دفاعی ثانویه امری پذیرفته بشمار می رود در مطالعه اعمال ناایمن کارگران یک واحد تولیدی می توان از تکنیک نمونه برداری از رفتارهای ایمنی اندازه گیری شده و در مرحله بعد پس از طراحی و نصب علایم هشداردهنده بادر نظر گرفتن استاندارد های انستیتو استاندارد ملی امریکا ((ANSI در زمینه قالب ،محتوا و نحوه ارایه علایم هشداردهنده تاثیر علایم یادشده بر روی کاهش رفتارهای ناایمن را ارزیابی نمود نتایج پژوهش بر نقش معنی دار علایم هشداردهنده در کاهش رفتارهای ناایمن تاکید می کند لازم به یادآوری است که ارزیابی تغییرات اثر بخشی اینگونه علایم با گذشت زمان نیازمند مطالعات بیشتر است مقدمه : با گسترش روزافزون استفاده از فن آوری های نوین و پیچیده در صنایع امروزی از جمله کشور ما هر چند منافع فراوانی نصیب جامعه بشری گشته است ولی همزمان مشکلات عدیده ای را نیز بوجود آورده است که از میان آنها حوادث از اهمیت خاصی برخوردار است هر چندکه هنوز آمارهای دقیق وقابل اطمینانی از حوادث مختلف در کشور ما در دسترس نیست ولی همان آمارهای مختصری که منتشر می شوند نشان از اهمیت و جایگاه حوادث دارد برای مثال گزارشات سازمان نظام پزشکی قانونی کشور دومین عامل مرگ و میر در سال 1380 به حوادث اختصاص داشته است . با توجه به اینگونه مطالعات گسترده سده های اخیر به خوبی اثبات کرده است عامل اصلی در بروز حوادث عامل انسانی می باشد و همچنین نظر به تحمیل هزینه های کلان بر اقتصاد کشور از ابعاد اقتصادی و انسانی و اجتماعی کشور ضرورت کنترل حوادث واضح و آشکار است . برای کنترل حوادث منجمله حوادث شغلی هر چند که بکار گیری روشهای کنترلی که اتکای کمتری به کارگران داشته و به عبارت بهتر امکان بالفعل در آمدن را بدون نیاز به عملکرد کارگران حذف و یا به حداقل برساند ارجعیت دارند ولی در مواردی که امکان بکارگیری اینگونه تدابیر به هر دلیل عملی نبوده و یا در کنار بکارگیری آنها بعنوان مکمل وسد دفایی ثانویه و در راستای ارتقاء سطح ایمنی محیط های کار ،استفاده از علایم هشداردهنده امری معمول و پسندیده محسوب می شود برای مثال LEHTOوSALVENDYعلایم و برچسب های هشداردهنده را یکی از روشهای کنترل خطرات می دانند FRANTSوRHOADESبر نقش علایم هشداردهنده در افزایش اعمال ایمن اشاره کرده و در یک مطالعه موردی نشان می دهند که اینگونه تدابیر باعث افزایش اعمال ایمن از 13 درصد به 73 درصد می شود . در مطالعات دیگر در JACOPSو همکاران و همچنین LERNERوCOLLINSعوامل موثردر افزایش موفقیت علایم هشداردهنده را بتفضیل بیان می کنند در یک مطالعه دیگر OTSUBOاثربخشی علایم هشداردهنده را در تشویق کارگران در استفاده از وسایل حفاظت فردی را مورد بررسی قرارداده است هدف اصلی از بکار گیری از علایم هشداردهنده آگاه ساختن کارگران از وجود خطرات می باشد به امید آنکه انها از انجام رفتارهای ناایمن اجتناب کنند. با توجه به اینکه با در نظر داشتن متغیرهای زیادی امکان وجود دارد که نتایج مطالعات مشابه خارجی بطور کامل قابل تعمیم به کشور ما نباشد می توان پژوهشی در این زمینه انجام داد. در این پژوهش سعی شود که با توجه به نرخ بالای حوادث شغلی در یک واحد صنعتی نقش علایم هشداردهنده در کاهش اعمال ناایمن در نتیجه حوادث شغلی در آن واحد بررسی و راهکارهای کاربردی ارایه گردد . روش کار : در این مطالعه ابتدا از طریق فرمهای اختصاصی خصوصیات دموگرافیکی کارگران آن واحد ثبت می شود سپس لیست اعمال ناایمنی که ممکن است در صورت بروز به حوادث شغلی بیانجامد از طریق مصاحبه با متخصصان ،مطالعه قوانین و مقررات مرتبط و نتایج مطالعات قبلی درباره حوادث شغلی و همچنین با در نظر داشتن لیست اعمال ناایمن منتشره ANSIتهیه می شود . در مرحله بعد مطالعه اصلی شروع و رفتارهای افراد شاغل در آن واحد مورد مشاهده قرار می گیرد قبل از انجام مشاهدات به هر کدام از کارگران یک کد ویژه اختصاص داده می شود با انجام قرعه کشی به تعداد مشاهدات لازم ،هم رفتار کارگر مورد مشاهده قرار خواهد گرفت وهم زمان مشاهده در طول شیفت کاری بطور کامل تصادفی انتخاب خواهد شد مدت هر مشاهده 3 ثانیه طول خواهد کشید لازم به ذکر است که چون ممکن است اعمال فرد ممکن است در هر لحظه متفاوت باشد زمان مشاهده بایستی تا حد امکان کوتاهتر تعیین شود و 3 ثانیه توصیه شده بر اساس تجربیات حاصله از مطالعه پایلوت به منظور فراهم اوردن فرصت تصمیم گیری برای مشاهده گران اتخاذ شده است وملاک عمل هر فرد در هر لحظه می باشد بدیهی است که مطالعه یک سو بوده و کارگران از قبل اطلاعی از ارزیابی خود نداشتند. در مطالعه دوم پس از تحلیل داده های جمع آوری شده فراوانی هر کدام ازرفتارهای ناایمن و سهم هر کدام در کل اعمال ناایمن بدست می آید وسپس روابط احتمالی انها با بعضی از خصوصیات دموگرافیک افرادمطالعه می شود در مرحله دوم متناسب با نوع و سهم اعمال ناایمن شناسایی شده علایم هشداردهنده از نو و با در نظر گرفتن اصول علمی و همچنین استانداردهای ANSIدر زمینه قالب ،محتوا و نحوه ارایه انها نصب و پس از یک هفته نمونه برداری دیگر و دوباره نتایج آن همانند مرحله اول ارزیابی می شود در پایان نیز با مقایسه در صدانها تعیین شده وبعد از مداخله میزان تاثیر علایم هشداردهنده بر حسب کاهش در صد کل اعمال نا ایمن تعیین می گردد . در پایان مطالعه با جمع بندی یافته های موجود پیشنهادات کاربردی در زمینه علایم هشداردهنده ،محتوا،شکل ،رنگ و اندازه آنها ارایه می شود. مثال: در مطالعه ای که در کارخانه سایکو همدان صورت گرفته است با توجه به اینکه در این کارخانه کلیه کارگران مرد بودند که میانگین سنی آنها 9/40 سال با انحراف معیار 4/10 بود 8/81 در صد افراد مورد مطالعه را متاهلین تشکیل میدادند از نظر سطح تحصیلات اکثریت کارگران دارای تحصیلات ابتدایی بودند . میزان سواد تعداد درصد بیسواد 5 5/6 ابتدایی 38 4/49 راهنمایی 14 2/18 متوسطه 9 7/11 دیپلم 11 3/14 جمع کل 77 100 فراوانی افراد مورد بررسی بر حسب تحصیلات وهمچنین میانگین سابقه کاری افراد مورد مطالعه 3/14با انحراف معیار 9/7 بود دامنه سابقه کاری افراد بین 22-1سال متفاوت بوده است ودر بین افراد مورد مشاهده که دارای سابقه کاری 1 سال بودند 7/24 درصد بیشترین جمعیت مورد مطالعه را تشکیل می دادند . در طی مطالعه جعما 515 مشاهده صورت گرفت که از این تعداد 162 مورد مشاهده ناایمن وبقیه ایمن بود بنابراین می توان گفت که در نمونه مورد مطالعه نسبت اعمال ناایمن 5/31 درصد است ازمیان اعمال ناایمن عمل عدم استفاده از دستکش حفاظتی بیشترین سهم را به خود داشت (3/42 درصد)همچنین عمل ناایمن عدم یا سوء استفاده از عینک حفاظتی و نیز صحبت و شوخی در حین کار به ترتیب با 42 درصد و8/6 در صد اعمال ناایمن در رده های بعدی قرار گرفته بودند . در مرحله دوم با توجه به مطالب ذکر شده مشخص شد که اکثریت قریب به اتفاق اعمال ناایمن در کارخانه مورد مطالعه را عدم یا سوء استفاده از وسایل حفاظت فردی تشکیل می دادند که در همین راستا اقدام به طراحی علایم هشداردهنده و با در نظر گرفتن استاندارد انستیتو ملی امریکا شد نمونه برداری نشان داد که میزان اعمال ناایمن تا حد زیادی کاهش یافته بطوریکه نسبت عدم یا سوء استفاده از وسایل حفاظت فردی به میزان 8/38 درصد کاهش یافت رابطه میزان کاهش رفتارهای ناایمن با سطح سواد و سابقه کاری معنی دار بود بطوریکه کاهش رفتارهای ناایمن در میان افراد دارای با تحصیلات بیشتر و همچنین کارگران با تجربه کاری کمتر بیشتر بود . نتیجه : ازمیان اعمال ناایمن ،عمل ناایمن عدم استفاده از وسایل حفاظت فردی بیشترین سهم را به خود اختصاص داده است (3/84درصد)در آمار ارایه شده در کشور نیز عدم استفاده از وسایل حفاظت فردی همواره جزء یکی از علل اصلی حوادث می باشد برای مثال در آمار 9 ساله ایران استفاده از لباس خطرناک که خود تنها بخشی از عدم استفاده از وسایل حفاظت فردی محسوب می شود همواره جزء6 علت عمده حوادث شغلی بوده است . از علل قابل ذکر برای عمل ناایمن عدم استفاده از وسایل حفاظت فردی و یا استفاده نادرست از آنها می توان به مواردی نظیر توجیه نبودن کارگران در محیط های کار ،آشنا نبودن با وسایل حفاظت فردی مورد استفاده ،عدم مشارکت افراد در انتخاب وسایل حفاظت فردی و نبود نظارت کافی از سوی مدیریت در استفاده صحیح از وسایل یاد شده اشاره کرد . با بررسی رابطه متغیرهای مختلف با میزان اعمال ناایمن مشاهده شد که بین میزان اعمال ناایمن و سطح تحصیلات رابطه معنی داری وجود دارد شواهد متعددی مبنی بر باالابودن حوادث و پیامدهای آن در بین افراد بی سواد و کم سواد وجود دارد برای مثال ارزیابی حوادث رانندگی منجر به مرگ در استان نشاندهنده وجود یک رابطه معکوس بین میزان تحصیلات و فراوانی کشته شدگان می باشد از علل پایین بودن اعمال ناایمن در بین افراد با سواد مورد مطالعه می توان به مواردی نظیر بالابودن سطح آگاهی هایافراد تحصیل کرده در زمینه اعمال ناایمن وپیامدهای احتمالی آنها اشاره کرد. ازمیان اعمال ناایمن از نظر فراوانی صحبت و شوخی کردن کارگران با هم در ردیف سوم قرار دارد که این امر به عملی معمول در هنکام کار تبدیل شده است عمل ناایمن یاد شده می تواند از طریق کاهش قابلیت های ادراکی و تصمیم گیری فرد فاجعه بار باشد یک از مهمترین فاکتورهایی که می تواند تحت تاثیر عمل یاد شده قرار بگیرد زمان واکنش است که با ایجاد حواث پرتی باعث غافلگیری فرد در شرایط اضطراری شده وزمان واکنش را به دو برابر و یا حتی بیشتر افزایش می دهد علاوه بر موارد یاد شده در مدل های سهیم در علت حادثه نیزبر نقش عاملهای مسبب حواس پرتی نظیر صحبت کردن در ایجاد حادثه تاکید شده است . در پایان ذکر این نکته اساسی است که مطالعه حاضر به منظور روند تغییرات اثر بخشی علایم هشدار دهنده در میزان اعمال نایمن ادامه دارد.
تهیه کننده : علی اکبر آقاجانی کارشناس بهداشت حرفه ای مرکز بهداشت شهرستان ساوه منبع : کتاب ارزیابی کمی ایمنی (مهندس محمد فام)
