تبليغاتX
بهداشت حرفه ای ساوه - پسماندهای صنعت مواد شوینده و صابون قسمت پاياني

بهداشت حرفه ای ساوه

بهداشت كار-طب کار- عوامل زیان آور-سلامت شغلی-بهداشت شغلی-occupational health- hygiene-saveh

پسماندهای صنعت مواد شوینده و صابون قسمت پاياني

 

فرآيند تبادل يون به طور موازي در زمينه انهدام زباله مورد استفاده قرار گرفته است استفاده از تبادل پي در پي يون و سيستم‌هاي توليد مجدد از رزين باز هم سبب بهبود امكان پذيري براي سيستم‌هاي با بستر ثابت مي‌شود يكي از كاربردهاي ويژه ارائه شده تبديل يون رزين‌ها حذف ABS از طريق استفاده از آيفون تبادل كننده نوع 2 پر از خلل و فرج (نفوذپذير) است كه اساسي محكم است و بستگي به چرخه كلرايد دارد. سيستم رزين آنها دوباره ايجاد مي‌شود. از طريق حذف بخش عمده‌اي از ABS جذب شده توسط رزين با كمك مخلوط هيدروكربن (HC) و استون. آلاينده‌هاي آلي ديگر مي‌توانند با رزين‌هاي تبادل يون حذف شوند و مشكل عمده اين است كه آيا ماده آلي مي‌توانند از رزين elute بشود، با توليد مجدد نرمال و يا از نظر اقتصادي براي بيرون انداختن رزين مورد استفاده معقول است يا نه.

رنگ با موفقيت فرآيند تبادل يون را براي حذف سورفاكتانت كاتيونيك از آب به كار مي‌رود.

جداسازي مواد يونيك از مواد يونيزه نشده مي‌توانند تحت تاثير ممانعت (جلوگيري) يون قرار گيرد تبادل يوم مي‌تواند براي خالص سازي گليسيرين به عنوان آخرين محصول گلسيرين خالص شيميايي و كاهش فقدان آب به كار مي‌رود ولي تمركز مواد جامعه قابل يونيزه شدن غير قابل حل، يا نمك‌ها به طور عمده روي تمام هزينه‌هاي عملياتي تاثير بگذارد. از نظر اقتصادي زماني كه مواد تصفيه نشده يا آب تمرين كه كمتر از 15 درصد خاكستر است تبادل يون مستقيم با استفاده از يك آنيون و كراتيون كه در يك صفحه با هم مخلوط مي‌شوند، انجام مي‌گيرد از آنجايي كه براي درصد‌هاي بالاي مواد جامد حل نشدني از نظر اقتصادي مقرون به صرفه است كه تبادل يوم با سيستم منحصر به يون انجام شود.

به عنوان مثال جريان‌هاي فاضلاب شامل 2 تا 5 درصد خاكستر و 3 تا 5 درصد گليسيرين ممكن است از نظر اقتصادي توسط تبادل يوم مستقيم تصفيه شود. در حالي كه جريان‌هاي فاضلاب شامل 10 تا 5 درصد خاكستر و 3 تا 5 درصد گليسيرين بايد توسط فرآيندهاي تركيبي تبادل يون و منحصر به يون تصفيه شود.

تصفيه بيولوژيكي

با توجه به تخريب بيولوژيكي همانطور كه قبلا ذكر شد سورفاكتانتها به عنوان علت بسياري از مشكلات در كارخانجات تصفيه شهري شناخته شده‌اند. رفتار اين مواد بستگي به عنوان آن دارد، اينكه شوينده‌هاي آنيونيكي و يونيزه شدني ميزان فاضلاب فعال را افزايش مي‌دهند در حالي كه شوينده‌هاي كاتيونيك سبب كاهش آن مي‌شوند و همچنين انواع تركيب‌هاي گوناگون به ميزان متفاوتي تجزيه مي‌شوند. فرآيند فاضلاب فعال براي تصفيه فاضلاب صنايع شوينده و صابون معقول است ولي در كل همچون فيلترها مورد رضايت نيست. جريان متلاطم در مخزن گاز دار كردن مايعات موجب كف دار كردن مي‌شود.

از طرف ديگر، پساب توليدي مواد شوينده با ميزان قابل ملاحظه‌اي موفقيت در واحدهاي پردازش فيلم‌هاي ثابت تصفيه شده است مثل فيلترهاي ته نشست. همچنين فرآيندهايي چون تالاب (مرداب)، مرداب‌هاي تثبيت و اكسيداسيون و تالاب‌هاي گازدار همه به شكلي موفقيت آميز در تصفيه پساب توليدي مواد شوينده صابون‌ها به كار مي‌رود. سرانجام ثابت كرد كه هم سورفاكتانت‌هاي آنيونيك طولي (تك بعدي) و هم مواد يونيزه نشده تحت تاثير تجزيه است همانطور كه نشان داده شد توسط فقدان خصوصيات سورفاكتانت تحت تصفيه بي هوازي.

ونگ و ديگران فرآيند بيولوژيك را توسعه دادند و مرتب كردن گروه رآكتورها (SBR) خصوصا براي دفع (حرف) تركيبات آلي نژاد (Vocs) و سورفاكتانت‌ها، شيوه‌هاي تحليلي مرتبا موجود فرآيند پايش و كنترل در ادبيات نيز وجود دارد.

مطالعات انجام شده در بررسي امكانات تصفيه:

كارخانجات تشكيل و توليد مواد شوينده و صابون در مناطق بسياري از آمريكا و كشورهاي ديگر قرار گرفته‌اند. اگر نه در همه مناطق بلكه در اكثر اين مناطق پساب فعاليت‌هاي پاكسازي و توليد به سيستم‌هاي فاضلاب شهري تخليه شده همراه با پساب‌هاي خانگي، بازداري (اقتصادي)، كارگاهي و ساير پساب‌هاي صنعتي تصفيه مي‌شود. به دنبال كاهش بسيار شديد توليد و استفاده از سوفاكتانت‌هايي نظير ABS، مشكلات قابل تشخيص (قابل ملاحظه‌اي) در فعاليت و راندمان (قابليت) تصفيه كه منجر به تصفيه تركيبي فاضلاب شهري (كه اكثرا فرآيندهاي زيستي در آنها به كار گرفته مي‌شود) تا كنون گزارش نشده است در حقيقت، سهم اعظم و قابل ملاحظه‌اي از سورفاكتانت‌ها و تركيبات مرتبط با آنها از طريق منابع استفاده كننده به تجهيزات شهري تخليه شده است.

شايد منتخب ترين وسيله تصفيه كه از پساب‌هاي ناشي از توليد صابون‌ها و مواد شوينده، گليسيرين‌هاي محصولات مراقبت‌هاي شخصي مورد استفاده قرار مي‌گيرد طرح cagate - palmoline در جفر سنويل است. فاضلاب‌هاي توليدي، از سال 1968 فاضلاب (گرئلاي) فعال كاملا مخلوط شده با MOD 6/0 طرح جريان پيدا كردند كه شامل حوضچه تركيبي ذخيره و يكسان سازي، حوضچه هوادهي و تصفيه كننده (خالص ساز) نهايي است. فاضلاب نهايي به رود اهايز تخليه شده و با آب‌هاي خنك كننده و پساب باران تركيب مي‌شود. در طول انجاك كار مشاهده شد كه بار اضافي فاضلاب به plant‌ سبب خرابي (پايين آمدن) كيفيت فاضلاب شده و سيستم بسيار ارام به وضع عادي بر مي‌گردد خصوصا از اوج (پيك) كوتاه مدت سورفاكتانت‌ها. علاوه فر آن، اين حقيقت كه ABS حذف شده است و سورفاكتانت‌هاي يونيزه نشده و LAS بيشتري توليد شده است و نيز تغييرات موجود در تنظيم محصول مي‌تواند دليلي بر طرح تصفيه كالگيت باشد كه در كل از كيفيت فاضلاب مورد قبول پايين تر است.

توجه داشته باشيد كه 1MG=4785 m2 و 1MG=3785 m3 در روز است)

از آنجايي كه شركت، راندمان تصفيه را براي نتايج مطمئن (موثق) در سال‌هاي 1972 تا 1973 در نظر گرفت چندين مطالعه بيش از تصفيه شيميايي و تصفيه زيستي (بيولوژن) پذيرفته شد (متعهد شد) براي اصلاح و بهبود سيستم‌هاي موجود.

در نتيجه طرح تصفيه اصلاحي طراحي شده، ساخته شد و به مرحله اجرا در آمد. جريان تركيبي جديد MG5/1 و حوضچه يكسان سازي بار آلاينده قبل از عمليات پيش از تصفيه شيميايي فراهم شد و ميكسر فلاش (ناگهاني) به اضافه آهك (سريش) قبل از واحد خالص سازي / فلوكولتور قرار مي‌گيرد. پيش از حوضچه‌هاي هوادهي و حوضچه‌ها يكسان سازي قبلي، قابليت تنظيم ph و نيز مكمل مواد خنثي ساز افزوده شده است. فاضلاب (گل و لاي) شيميايي به دو مرداب (تالاب) مي‌رود كه در آنجا (به طور نرمال 30-15) غليظ سازي و از حالت مايع خارج شدن انجام مي‌شود.

حوضچه ذخيره مياني به يكسان سازي آپست‌ها (ريختن مايعات) در سيستم پيش از تصفيه كمك مي‌كند، زمان خنثي سازي را ايجاد مي‌كند و اجازه ذخيره پساب‌هاي پيش از تصفيه را براي تامين واحد تصفيه بيولوژيكي فراهم مي‌كند هر زمان كه توقف طولاني مدت فعاليت‌هاي پيش از تصفيه شيميايي به وقوع پيوندد. چنين توقف (وقفه‌هايي) براي بخشي از تعطيلات پايين هفته و هر زمان كه براي كاهش هزينه‌ها با توقف تاوليد روبرو مي‌شويم طراحي شده‌اند. بر اساس نظريه برونل (3) بارهاي فاضلاب براي طرح پيش از تصفيه در طول تعطيلات و وقفه‌هاي توليد كاهش پيدا مي‌كنند با گذر از فعاليت‌هاي پيش از تصفيه شيميايي اجازه بارگيري پايدار و دائمي تر حوضچه‌هاي هوادهي را در آن مواقع فراهم مي‌كند. در اين صورت، مشكلات قبلي كه در آغاز واحد تصفيه بيولوژي پس از وقفه‌ها با آن روبرو شديم كاهش يافت. قابليت جابجايي آلاينده‌هاي اين طرح در حالت نرمال بسيار بالاست و در كل جابجايي MBAS (مواد فعال متيلن آبي) در حدود 99-98 درصد است و ميانگين ماهيانه جابجايي BOD آن روي هم رفته 88 تا 98 درصد است (ميانگين بيشتر ماه‌ها حدود 95 درصد است). جابجايي MBAS كه در واحدهاي پيش از تصفيه شيميايي به دست آمده در حد نرمال با ميانگيني 80-60 درصد گزارش شده است. تمركز بالاي MBAS در فاضلاب سيستم پيش از تصفيه شيميايي از طريق افزودن Fecl2 و يك پليمر آلي كه مكمل دز عادي آهك است كنترل شد و سبب افزايش جذب جامدات معلق مي‌شود.

همچنين تمركز بالاي روغن و گريس گاهي اوقات پس از ريختن اسيد چرب، روغن معدني، الفين، پيه مشاهده مي‌شد و به لحاظ تاريخي اين عمل سبب ايجاد مشكل در سيستم بيولوژيكي مي‌شد. در واحدهاي پيش از تصفيه شيميايي انتقال دهنده‌هاي مناسب روغن و گريس از طريق افزودن fecl2 بدست آمد. سرانجام انتقال دهنده‌هاي Cod در سياسم شيميايي كاملا سازگار (پايدار، يكپارچه) بوده و ميانگيني حدود 50 درصد دارند. (Cod تقريبا دو برابر Bod است).

در مرحله بيولوژيكي تصفيه قابليت جابجايي Bod بسيار خوب بود، اغلب به طور ميانگين بيش از 90 درصد در طول دوره‌هاي فعاليت نرمال سيستم فاضلاب فعال شده، در تصفيه سطوح MBAS بيش از 1b 100 در هر روز (kg4/45) بدون ايجاد كف نامطلوب چشمگير ناتوان از كار درآمد. بارگيري Bod5 به طور نرمال در حد 18/0-15/0 گرم در روز يا (1b/day/1b) MLVSS نگهداشته (حفظ) مي‌شد ولي بايد در زمان افزايش كف كاهش مي‌يافت. سرانجام تمركزات جامد معلق در فاضلاب خالص كننده ثانويه گهگاه بسيار بالا بود اگرچه ميزان سد ريز فقط در محدوده 510 gal/day/ft2 تا 320 gal/day/ft2 بود يا 13-20.8 m3/day/m2. استفاده از فلوكولانت‌هاي پليمر به طول قابل ملاحظه‌اي تيرگي (گل آلودگي) فاضلاب را بهبود بخشيد با كاهش 75-70 درصد آن و چون مواد جامد بيشتر در فاضلاب به افزايش Bod فاضلاب كمك مي‌كرد در نتيجه آن هم كاهش پيدا كرد. بنابراين، اگرچه طرح تصفيه فاضلاب گاهي با مشكلات عملي روبرو مي‌شود در كل به قابليت جابجايي آلاينده‌ها در سحط بالا رسيد.

بسياري از روندهاي تحليلي براي تعيين MBAS(73,75) و تمركزات COD/DO(61,89-91) در آب و پساب گسترش يافت براي نشان دادن قابليت فرآيند‌هاي تصفيه.

تصفيه تركيبي زباله‌هاي شهري و صنعتي

بسياري از تجهيزات كارخانه‌هاي مواد شوينده صابون همچنان كه قبلا ذكر كرديم فاضلاب‌هاي پيش از تصفيه و تصفيه نشده خود را به سيستم‌هاي شهري تخليه مي‌كنند. تركيبات چنين پساب‌هايي بساير متفاوت است.

براي مجاز كردن surcharge به طرح فاضلاب شهري تخمين (برآورد) ميزان تصفيه آن مورد نياز است و چنين برآورد دقيق و مويرگ به مويي از پساب‌هاي تخليه شده از يك كارخانه توليد مواد شوينده و پاك كننده در موحه پينكستون شهري در انگليس توسط فردي به نام شلپند اراده شد. ميانگين فاضلاب هفتگي خروجي از تانك يكسان سازي و جمع آوري كوچكي 119m2 در روز يا (21/5gpm) بود كه در 4 درصد جريان طرح تصفيه فاضلاب پينكستون نقش داشت.

نشان دادن (نمايش تغييرات روزانه قدرت آلايندگي پساب در روزهاي مختلف نشان داد كه هيچ الگوي روزانه معيني (منظمي) وجود ندارد و ميزان پساب‌هاي تخليه شده قابل تغيير است. خصوصا نشان داد ميزان ph بسيار سريع در رنج گسترده‌اي تغيير مي‌كند و بنابراين اصلاح منبع يكسان سازي حداقل عمل پيش تصفيه مورد نياز است كه مقدم بر تخليه در مجاري فاصلاب در چنين مواردي مي‌باشد.

افزايش بارگيري آلي كه در طرح پينكستون شركت داشت بسيار بالاتر از بارگيري هيدروليك است كه نشان دهنده ميانگين افزايش 32 درصدي BOD در نفوذ مواد خام و افزايش 60 درصدي bOD در فاضلاب اوليه ثابت يافته است ولي اين مشكلي را نشان نمي‌دهد چون طرح از لحاظ بيولوژيك و هيدروليك تحت بارگيري است.

بررسي قابليت تصفيه تركيب كارخانه و پساب‌هاي شهري كه شامل طرح‌هاي فاضلاب فعال شده در مقياس آزمايشگاهي و واحدهاي لوله‌هاي چرخان يا فيلم‌هاي ثابت است. نفوذي كه سبب تغذيه اين واحدها مي‌شود.

به عنوان فاضلاب صنعتي ثابت (با PH تنظيم شده تا 10 است) كه به مقدار متفاوتي با فاضلاب ثابت شهري تركيب مي‌شود. گوناگوني بارگيري هيدروليك باعث مي‌شود كانال‌هاي چرخان قادر به فعاليت در بارگيري‌هاي بيولوژي مشابه شوند. در واحد‌هاي فاضلاب فعال شده، مواد جامد مطلق در مشروبات (MLSS) تا حدود ليتر/300 ميلي‌گرم حفظ مي‌شود كاري مشكل كه از زمان كف كردن و شكستن يخ شناور كه سبب فقدان مواد جامد مي‌شود است. نتايج كلي نشان داد كه انتقال پايدار بيشتري از سيستم فيلم بسته به دست مي‌آيد. شايد به خاطر فقدان مواد جامد واحدهاي هوادهي.

در 3 تا 6 درصد حجم تركيبات فاضلاب صنعتي كه در برابر هيچ يك از ممانعت‌هاي زيستي (بيولوژيكي) ناشي از فيلم ثابت يا سيستم تصفيه فعال جزئي نبود، نتايج آناليز نمونه برداري از جريان‌هاي منع شده نشان داد كه در 3/2 موارد علت احتمالي جلوگيري وجود تركيبات كلروكسين و برومينات بود. حالت سوم تنها نشاندهنده جلوگيري موقت آن بود از زماني كه كانال‌هاي چرخان تصفيه نامناسب را پس از دوره‌اي از انس گرفتن به محيط فراهم كرد. سرانجام، نتيجه كلي بدست آمده در بررسي اين بود كه فاضلاب كارخانه مواد شوينده مي‌تواند حدود 3 درصد حجم جريان تعديل شده به طرح تصفيه شهري باشد كه بيش از m3200 در روز است (36/7pgm) بدون هيچ گونه قابليت كاهش قابل ملاحظه‌اي.

از طرف ديگر، تقريباً جذب كامل از طريق استفاده از K2SO4 يا مخلوط H2SO4 و الكل به دست مي‌آيد كه هر دوي آنها به طور مساوي مؤثرند.

انتقال سورفاكتانت‌هاي كاتيونيك

متدهاي اثبات شده كمي براي انتقال سورفاكتانت‌هاي كاتيونيك از پساب وجود دارد. آن چنان كه قبلاً اشاره شد مبادله يون فيلتر شدن بيش از حد 2 مورد از آنها هستند. چييانگ و اتزل روندي براي انتخاب از ميان فرآيندهاي انتقال سورفاكتانت‌هاي كاتيوني از پساب ايجاد كردند. بررسي‌هاي اوليه (مقدماتي) بررسي‌هاي آزمايش گروه منجر به انتخاب يك رزين (Amberlite با Amb-200 و توسط رام و حاس) با بهترين ويژگي‌هاي ممكن شد (به عنوان مثال حجم بالاي مبادله با ميزان واكنش سريع، رزيني كه mesh شبكه و تارهاي بسيار خوبي داشت كه منجر به كاهش بيش از حد منشاء و ساير مشكلات عملياتي مي‌شد، رزين با نفوذپذيري يا تخلخل بالا كه نسبت به رزين‌هاي با ساختار ژل در تبادل مولكول‌هاي بزرگ آلي برتري (مزيت) داشت) كه در بهينه‌سازي فاكتورهاي انتقال در مطالعات ستوني مورد استفاده قرار گيرد كه برعكس اجرا يا فيلتراسيون بيش از حد غشاست (پوسته است)

فعاليت چرخه‌اي (دوراني) ستون مبادله يون H+ شامل موانع زير است:

تلاطم آب، ترميم، آب كشي و مصرف بي‌رويه است.

آزمايش‌هاي مبادله يون نشان داد كه حجم نفوذ يا تمام مقداري كه توسط ستون رزين جذب سطحي شده براي وزن مولكولي پايين سورفاكتانت بيشتر بود تا وزن مولكولي بالاي آن. علاوه بر آن حجم نفوذي هر سورفاكتانت كاتيوني به شكل خاص تحت تأثير رابطه متناظر (مشابه) غلظت نفوذي به غلظت مي‌سل (micelle) بحراني سورفاكتانت يا CMC بود. يك محلول NaCl اتانول / آب (10 درصد كلريد سديم به اضافه 50 درصد اتانول) در بازسازي رزين فرسوده (بسيار مصرف شده) بسيار عالي بود.

در آزمايشهاي تفكيك با استفاده از غشاي UF، قابليت دفع براي سورفاكتانت‌هاي كاتيوني C16 در محدوده 90 تا 99 درصد بود در حالي كه براي سورفاكتانت‌هاي C12 محدوده آن از 72 تا 86 درصد بوده زماني كه غلظت تأمين آب (تغذيه) هر سورفاكتانت بيشتر از ميزان CMC مشابه آن بود. بنابراين، به نظر مي‌رسد قابليت دفع UF بهترين مورد ممكن خواهد بود. به هر حال، اگر غلظت تغذيه سورفاكتانت كمتر از ميزان CMC باشد پس مبادله يوني بهترين فرآيند براي انتقال آن خواهد بود.

غلظت كاتيوني اوليه يا مازاد (پس مانده) سورفاكتانت در سيستم تصفيه آب يا پساب مي‌تواند از طريق روش‌هاي تيتراسيون، روش‌هاي كالريمتريك يا متد UV باشد. منابع بيشتر براي انتقال سورفاكتانت‌هاي كاتيوني در جاهاي ديگري چون 44 و 45 و 51 و 65 و 66 ارائه شده است.

جذب سطحي سورفاكتانت آنيوني توسط كائوچو (لاستيك):

 انتقال سورفاكتانت‌هاي آنيوني توسط محققين بسياري مورد مطالعه قرار گرفته و گزارش شده است. آنها به شرح قابليت گرانول‌هاي كائوچويي (لاستيكي) كه مادة جذب كننده كم هزينه‌اي است براي انتقال سولفات ددسيل سديم يا SDS كه خود عضو نمونه (معرف) سورفاكتانت‌هاي آنيوني يا AS است مناسب است پرداختند.

مطالعات قبلي درباره جذب سطحي AS روي مواد جاذب گوناگون چون آلومين و كربن فعال، انتقال 80 تا 90 درصد را نشان داد. در حالي كه فرم سديم A zeolite قابليت بالايي نداشت. به هر حال اين مواد جاذب مقرون به صرفه نيستند. در اين مطالعه، ذره (تكه) بسيار ارزان لاستيك (كائوچو) در شكل گرانول‌ها (فعاليت تايرهايي كه محلي به ازاي هر 20/0 كيلوگرم خريداري مي‌شوند) براي انتقال AS از آب محيط است. تايرها شامل 25 تا 30 درصد وزن دوده به عنوان گروه‌هاي تقويت و تشديد كنندة فيلر و هيدروكسيل و كربوكسيل است.

هم روده و هم گروه كربوكسيل در جذب سطحي بالا نقش دارند. علاوه بر فراواني و قيمت كم ضايعات لاستيك‌هاي تاير، مزيت آن امكان استفاده مجدد از گرانول‌هاي لاستيكي فرسوده به عنوان ماده افزودني آسفالت در مواد مورد نياز جاده‌هاست.

قبلاً، شلابي و ال فكي جذب سطحي موفق سورفاكتانت‌هاي غير يوني را از محلول آب مانند به لاستيك اقتصادي را گزارش كرده بودند. اندازه ميانگين گرانول‌هاي جاذب الك يا آبكش شده مورد استفاده، 75 و 150 و 425 متر بود. مشاهده شد كه در مدت زمان يك ساعت با هم اين سه مقدار ميزان انتقال AS يكسان بود حدود 75 درصد ولي پس از 5 ساعت ميزان انتقال اندازه ميانگين 75 متر 90 درصد بود در حالي كه در دو مقدار بالاتر فقط 85 درصد بود (جذب سطحي پديده‌اي سطحي است و با كاهش مقدار يا سايز، منطقه سطح افزايش مي‌يابد)

آزمايش‌هاي انجام شده با غلظت‌هاي جذبي 2 و 4 و 6 ميلي گرم بر ليتر و دزهاي جاذب متغير بين 5 و 15 گرم بر ليتر قابليت انتقال 75-65 درصد در يك ساعت را در همه موارد نشان داد كه فقط با گذشت 7 ساعت به 80 درصد افزايش مي‌يافت.

همچنين تأثير pH محلول يا حلال در جذب سطحيAS  از طريق گرانول‌هاي لاستيكي در رنج pH 13-3 با استفاده از غلظت اوليه AS و محرز جاذب 3 ميلي گرم بر ليتر يا 10 گرم بر ليتر به ترتيب مورد مطالعه قرار گرفت. در زمان تماس بيش از 6 ساعت با افزايش pH ، عملاً انتقال AS به طور طولي (خطي) از 86 تا 72درصد كاهش مي‌يابد شايد به دليل تداخل يون OH- كه بار مشابه با AS دارد.

تأثير يون Ca2+ كه در آبها به وفور يافت مي‌شود در رنج 0 تا 170 ppm كلسيم مورد بررسي قرار گرفت و نشان داد كه 80 تا 89 درصد انتقال AS در همين رنج اتفاق مي‌افتاد. سطوح بالاي مشابه انتقال AS (93-87) درصد براي غلظت‌هاي آهن 20 تا 27 ppm مشاهده شد شايد به دليل تشكيل نمك نامحلول با قسمت آنيوني سورفاكتانت كه سبب انتقال بيشتر مي‌شد.

از طرف ديگر، قدرت يوني محلول در غلظت NO3 با رنج 150 تا 1500 ppm نشان داد كه قابليت انتقال SDS (77-71) درصد كاهش پيدا مي‌كند در حالي كه تأثير غلظت كلريد در رنج 15 تا 1200 ميلي گرم بر ليتر در انتقال AS توسط گرانول‌هاي لاستيكي برعكس بود كمتر از 48-34 درصد SDS كه ممكن است به دليل رقابت براي مكانهاي جذبي باشد. براي كنترل فرآيند تصفيه، غلظت سورفاكتانت آنيوني باقيمانده و اوليه در سيستم تصفيه آب مي‌تواند با روش‌هاي تيتراسيون يا روش‌هاي كلرومتريك (90 و 84 و 80 و 76 و 75) تعيين شود. اطلاعات تخصصي جديد بيشتر در هدايت و تصفيه فاضلاب صنايع شوينده‌ها و صابون درباره ايالت نيويورك نيز موجود مي‌باشد.


Refrence :

- Wang, L.K, hand book of industrial and hazardous wastes treatment second edition, marcel dekker inc new york, chapter 7, pp.323-378, 2004
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 17:0  توسط   |