تبليغاتX
بهداشت حرفه ای ساوه - ديازينون قسمت پاياني

بهداشت حرفه ای ساوه

بهداشت كار-طب کار- عوامل زیان آور-سلامت شغلی-بهداشت شغلی-occupational health- hygiene-saveh

ديازينون قسمت پاياني

نمونه آماری از استان ایلام :

استان ايلام با 19044 كيلومتر مربع، 2/1% مساحت كشور را به خود اختصاص داده است و در مناطق شهري و روستايي خود داراي دو نوع آب و هواي گرم و خشك، و معتدل كوهستاني است. نيمي از جمعيت استان روستانشين بوده و 4/68% شاغلين بالاي ده سال در استان به كشاورزي و دامپروري اشتغال دارند. از آنجا كه شغل اصلي مردم ايلام كشاورزي و حرف وابسته بوده و ميزان چشمگيري آفت كش همه ساله مصرف مي‌گردد برآن شديم تا ضمن بررسي شيوع علائم مسموميت، به آگاهي و نگرش و عملكرد آنان در خصوص استفادة صحيح از آفت‌كشها و نيز رعايت اصول بهداشتي كاري بپردازيم.

مواد و روشها

اين مطالعه از نوع توصيفي- مقطعي بودكه در سال زراعي 81-80 انجام شد. ابزار گردآوري داده ها پرسشنامه اي با 104 سئوال باز و بسته بود كه شش بخش زير را در برداشت: اطلاعات زمينه‌اي و فردي، اطلاعات اقتصادي- اجتماعي، آگاهي، نگرش و عملكرد در رابطه با موارد بهداشتي در حين سمپاشي و علائم مسموميت با سموم (بصورت چك ليست). روايي پرسشنامه بر اساس مطالعات انجام شده در ديگر كشورها مبتني بود و تنها برخي تغييرات متناسب با شرايط محلي و مطالعه‌شوندگان در آن اعمال شد(2). در حين گردآوري داده‌ها موارد مربوطه به زبان محلي از مطالعه شوندگان پرسيده و ثبت مي‌شد و تلاش بر اين بود كه هيچگونه پاسخي به افراد القاء نشود و حتي الامكان عاري از سوگيري باشد.

جامعه مورد پژوهش را كشاورزاني تشكيل مي‌دادند كه از مراكز خدمات كشاورزي سموم مربوطه را دريافت داشته و نام و مشخصات آنها در دفاتر ثبت شده بود( در سال مربوطه 100 تن آفت كش بين كشاورزان توزيع شده بود).با عنايت به عواملي همچون نوع محصول زراعي ، آبي يا ديم بودن زراعت و زمان كاربرد سموم، كشاورزان ديم كار در فصل بهار و پائيز و صيفي كاران و شاليكاران (كشت فارياب) در تابستان مورد بررسي قرار گرفتند.

كل روستاهاي جامعه 452 روستا بود كه 13 بخش و 33 روستا از نواحي مختلف بصورت خوشه‌اي انتخاب شدند و در داخل هر خوشه نيز نمونه‌ها به صورت تصادفي انتخاب مي‌شدند كه حجم خوشه‌ها با هم متفاوت بود. با توجه به ميزان شيوع 25% در مطالعات ديگر كشورها و دقت و سطح اطمينان مربوطه، حجم نمونه 530 نفر تعيين شد و در عمل 550 نفر مورد بررسي قرار گرفتند.

تحليل آماري مقايسه ميانگين ها با استفاده از آزمون مجذور كاي، جداول متقاطع و ضريب همبستگي صورت گرفت. از نرم افزار SPSS جهت تجزيه و تحليل داده‌ها استفاده شد. درخصوص وضعيت اقتصادي و اجتماعي، آگاهي و عملكرد و نيز علائم مسموميت با توجه به داده‌هاي گردآوري شده، شاخص سازي صورت پذيرفت.

در خصوص وضعيت اقتصادي – اجتماعي با توجه به آنكه ميزان درآمد يكي از مؤلفه‌هاي اصلي است و اغلب افراد رقم واقعي آنرا اظهار نمي‌دارند. بصورت غيرمستقيم با لحاظ برخورداري از امكاناتي همچون برق- وجود وسايل صوتي تصويري، وسايل منزل همچون فرش و يخچال و حتي ساعت ديواري، وسايل نقليه و …. مورد ارزيابي قرار گرفت. در تبديل مقياس داده‌ها به رتبه‌اي مقدار انحراف معيار± ميانگين به عنوان ضعيف،(انحراف معيار± ميانگين) به عنوان متوسط و (انحراف معيار +> ميانگين ) به عنوان خوب تعريف شدند.

    بحث و نتيجه گيري

با توجه به ميانگين سني مطالعه شوندگان (14±9/46) و نيز ميزان بالاي بيسوادي (40%) آنان، قلت ميزان آگاهي و بالتبع عملكرد نامناسب آنان را كم و بيش توجيه مي نمايد. البته پايين بودن ميزان سواد و بالا بودن ميانگين سني با ديگر مطالعات (15) همخواني دارد. بديهي است آموزش بزرگسالان و افراد كم سواد با دشواريهاي خاص خود همراه است.

از نظر اقتصادي با عنايت به آنكه حدود 70% كشاورزان ديم كار بودند كه ميزان درآمد آنها تابعي از بارندگي و شرايط جوي خواهد بود، وضعيت اقتصادي خيلي مناسبي نداشتند و بيشتر در گروه متوسط و ضعيف قرار مي‌‌گيرند. از طرفي استفاده مفرط از سمپاشيهاي پشتي خود دليلي ديگري بر صحت اين ادعا است زيراكه حداقل هزينه را در بردارد(15).

از آنجا كه كشاورزي منطقه در اغلب مناطق به صورت امرار معاش و نه اقتصادي است، شركت 34% افراد در كلاسهاي كاربرد سموم، امري طبيعي است اما به رغم آن نمرات آگاهي در حد بالايي بود كه با ديگر مطالعات همخواني دارد. ارتباط شاخص آگاهي و نگرش با عملكرد مناسب، امر منتظره اي است هرچند كه وجود آگاهي به منظور عملكرد مناسب، لازم اما كافي نيست و به عوامل متعدد ديگري از جمله وجود ابزارهاي حفاظتي مناسب و ارزان بستگي دارد. به علاوه معرفي شيوه هاي نوين كنترل آفات از جمله مديريت تلفيقي، به نحوي كه در ميزان عملكرد محصول نقصاني رخ ندهد ضروري است(12و15).

شيوع علائم مسمويت براساس اظهار خود افراد، 2/25% بدست آمد كه ميزان بالايي است و با ارقام مربوطه در كشورهاي در حال توسعه همخواني دارد (12)، اما بايستي در نظر داشت كه تنها افراد معدودي پس از مسموميت، به مراكز درماني مراجعه مي‌كنند بطوري‌كه تنها 8-3% از مراجعين به بيمارستاهاي مسمومين كشور را مسمومين شغلي تشكيل مي‌دهند(2 ،4).

در بسياري از موارد، استفاده كنندگان از سموم، بروز بسياري از اين علائم را ناشي از خستگي و فشار كاري و جز لاينفك آن مي‌دانستند و كمتر به مسموميت مظنون مي‌شدند(14).

از آنجا كه مسموميت شغلي از راه دهان، تنفس و پوست اتفاق مي افتد و علائم مربوطه نيز غالباً در مسموميت حاد ديده مي‌شوند(2). به نظر مي‌رسد كه ميزان مسموميت فراتر از ميزان مربوطه باشد كه مطالعات بيشتري را مي‌طلبد. گزارش 10% در خصوص مسموميت ديگر اعضاي خانواده، نشانگر جدي بودن وضعيت مسموميت است كه بايستي مدنظر قرار گيرد. بديهي است در صورتيكه اثرات مزمن و بلند مدت مسموميت و برخي علائم آن همچون عصبانبت، اختلال در حافظه، رعشه و گيجي و …. را نيز لحاظ كنيم(8)، ابعاد قضيه روشنتر خواهد شد.

در اغلب مطالعات از كيت استيل پولي استراز استفاده شده كه در بررسي مسموميت با سموم فسفره و كار با ماتي اهميت بسزايي دارد(12،13،14)، اما چون در انجام مطالعه بدليل محدوديتهاي خاص خود و به ويژه نبود كيت ميداني مربوطه، اين كار صورت نگرفته است، امكان برخي سوگيريها محتمل مي‌باشد. هرچند در عمل سعي برآن بود كه هيچگونه تلقيني به افراد نشود. از طرفي در اغلب مطالعات بين نتايج تست مربوطه و علائم اظهار شده همخواني زيادي وجود داشت (14،15).

تلاش در راستاي قانونمند كردن فروش و مصرف آفت كشها، كاهش مصرف سموم و استفاده از ديگر روشهاي كنترل، تغيير نگرش مردم در خصوص استفاده از «محصولات كاملاً عاري از آفت» ، تهيه لوازم حفاظتي مناسب و ارزان، تدوين برنامه هاي آموزشي مناسب از طريق رسانه هاي جمعي, آموزش كاركنان بهداشتي بويژه بهورزان روستايي در خصوص علائم مسموميت و كمكهاي اوليه آن و مطالعات بيشتر در اين خصوص توصيه مي‌گردد (1،9،14، 16).

 

    منابع

1.         کتاب سم شناسی صنعتی جلد دوم انتشارات دانشگاه تهران تالیف دکتر غلام حسین ثنائی

2.         اینترنت

3.         استنفورد، سي اف. بهداشت براي كشاورز. ترجمه ميرزايي ، كبريايي ، ع. زاهدان: دانشگاه علوم پزشكي زاهدان، 1376.

4.         پژومند، ع؛ افسرپور، آ؛ شنطيا، م. بازنگري بر مسموميت با سموم ارگانوفسفره. مجله علمي پزشكي قانوني، 1374، 2(6): 11-19.

5.         پژومند، ع؛ جلالي، ن؛ اقدسي، م؛ ساداتيان، س. تظاهرات اصلي و درمان بيماريها. مسموميت‌ها، تهران: اشارت،1373.

6.         جلالي، ن؛ عبداللهي، م؛ فلاح پور، م؛ خراساني، ر. اپيدميولوژي مسموميت با آفت كش ها در تهران در طي سالهاي 5-1374. پژوهنده، 1373، 3(2): 89-93.

7.         حيدري، م؛ ايران محبوب، ع. تعيين شايع ترين عوامل مسموميت در شهرستان شيراز. خلاصه مقالات همايش سم شناسي شغلي و محيطي كرمان: دانشگاه علوم پزشكي كرمان، 1377.

8.         رازي، ا؛ سهرابي، ا. بررسي توصيفي در شهرستان تبريز در سالهاي 8-1366. خلاصه مقالات دومين كنگره سراسري مسموميت ها. تبريز: دانشگاه علوم پزشكي تبريز، 1370.

9.         رضوي، ص. فهرست سموم مجاز كشور. تهران: سازمان حفظ نباتات، 1373.

عبداللهي، ح؛ جلالي، ن؛ جعفري، ا. بررسي مسموميت مزمن با حشره كش هاي ارگانوفسفره در كارگران صنايع آفت كش‌ سازي. نبض، 1374، 4(11):19-23.

عطاران، ع؛ شريعت، م. مرگ هاي ناشي از مسموميت حاد (بررسي اپيدميولوژيك سال 1374 شهرستان مشهد). مجله علمي پزشكي قانوني، 1375، 3 (10): 34-50.

ماتيوس، جي‌ا. روش‌هاي كاربرد آفت كش‌ها. ترجمه‌ي افشاري م. تهران: مؤسسه تحقيقات آفات و بيماريهاي گياهي، 1371.

مقدم نيا، ع؛ عبداللهي، ح. بررسي مسموميت‌هاي شهرستان بابل طي سالهاي 5-1373. مجله علمي دانشگاه علوم پزشكي بابل، 1377، 1(1):19-26.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 7:21  توسط جواد برازنده  |